فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
413
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
شرمسارى و رسوائى چيزى عايد وى و مشاوران و همراهانش نخواهد شد . حاكم كه كمى تسكينيافته بود شفاها به دومين پيغام برنده گفت در آن شب به كسى اجازهء ورود به دژ را نخواهد داد . اما تا آن زمان كه وى اين سخن را مىگفت بسيارى با جواهرات و اشياء قيمتى خويش به دژ رفته دينارى از مايملك گرانبهاى خويش را در شهر نگذاشته بودند . در اين خلال مردم گروه گروه نزد سفير مىآمدند تا بدانند كه آيا او هم به دژ خواهد رفت يا نه و چون مشاهده مىكردند كه وى و همراهانش چنان قصدى ندارند اندكى تسكين يافته باز مىگشتند . سفير به افرادى كه نزد وى آمدند اطمينان داد كه نه تنها خود و همراهانش به دژ پناه نخواهند برد بلكه در صورت ورود دشمن به شهر تا سرحد مرگ به دفاع خواهند پرداخت . در حقيقت از همان هنگام كه كشتيهاى انگليسى از سورات به جاسك رسيده بودند همهء اهالى هرمز اعم از پرتغالى و عرب و كشاورز ، از اينكه سفير در هرمز بود شادمان بودند زيرا حتى در صورت حملهء دشمن به شهر نيز وجود وى را براى خود نوعى اطمينان خاطر تلقى مىكردند . اما سفير از جهت آنكه در صورت وقوع حادثهاى غافلگير نشود در همان شب چهار زورق را مجهز كرده و به ملاحان اين زورقها كه پنجاه نفر مزدور بودند دستور داد با اولين خبر در ساحل مجاور آمادهء اجراى فرامين وى باشند و براى آنكه ملاحان از كار خود غافل نشوند مزد آنها را روزمره مىپرداخت . صبح فردا ملكهء هرمز كه اطلاع يافته بود سفير با رفتن او و شوهر و فرزندش به دژ مخالفت كرده است ضمن پيامى از وى درخواست كرد كه در اين موضوع پافشارى نكند . سفير به دو پاسخ داد كه در اين مورد اختيار با حكمران است اما وى به دو اطمينان مىدهد كه در حال حاضر هيچ موجبى براى ترسيدن وجود ندارد و هنگامى هم كه خطرى پيش آيد آنان وقت كافى براى پناه بردن به دژ خواهند داشت . چون هرروز هرجومرج در شهر افزون مىشد و سفير مىخواست به مردم بنماياند كه هيچگاه خانهء خود را ترك نخواهد كرد ، دستور داد برخى